تبليغاتX
شرکت هیولاها

شرکت هیولاها

تولد یک هیولا

بادا بادا مبارک بادا     ایشالا مبارک بادا

 

کوچه تنگه.......

 

ببخشید آهنگ تیتراژ رو اشتباهی رفتیم  ( نغمه جان حواستو جمع کن!! )

 

هیولاها آماده:

3

2

1

 

تولد  تولد  تولدت مبارک

 

مبارک مبارک تولدت مبارک

 

بیا شمع ها رو فوت کن

 

تا صد سال زنده باشی

 

چرا تعجب می کنید؟!!  چرا اینطوری نگاه می کنی؟!!  مگه چیه!!  مگه هیولاها تولد نمی گیرن؟!!  مگه هیولاها دل ندارن؟!!

 

اینجوری نگاه نکن!  می یایم می حوریمتا!!!   نگاش کن نیشاش هنوز بازه!

 

اگه بهت کیک تولد دادیم!  همه رو حودمون می حوریم

 

اگه گفتین تولد کیه؟؟؟ اگه گفتین کی اسفندی بود؟؟؟  همون سوگلی هلو!  همون روح سرگردان 

 

شرکت! ... همون طیبه!  طیبه به دنیا اومده!  خوش اومده خوش اومده!!!  ایضا کبوتر مهربون!

 

اونم خوش اومده!

 

اینم به افتخار کبوتر:

 

هیولاها آماده:

 

از اون بالا کفتر می آیه

یک دانه دختر می آیه.....

 

 

 

 

 

 

ایول هلو جان!  از شما بعید بود با این سن و سالتون!  بابا زشته بشین!

 

ای بابا فرشته!  تو چرا دیگه جو گیر شدی؟!!  بشین زشته...  بی خیال شو!

 

عجب گیری کردما!  اینو می شونی اون یکی بلند میشه!

 

پس زهرا کجا رفت؟؟؟   زهرا نیست!!  فرشته ... کیک...زهرا!!!!!!  کیک؟؟؟؟ زهرا؟؟؟؟ ک ک

 

ک کــــــــــــــــــــــــــــیک!

 

 

تموم شد!   زهرا همه رو خورد!

 

فرشته: نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!!!!   نغمه تو چرا دیگه غش کردی؟!!!   حالا من چی کار

 

کنم؟؟!   ای خدا! آبرومون رفت! حالا جواب این همه مهمون رو چی بدم؟؟!!ا   ای کارد بخوره تو

 

 اون شکمت زهرا!!!   حالا نمی تونستی یه دقیقه صبر کنی؟!!!   هلو جان به دادم برس

 

هلـــــــــــــــــــــــــــــــــــو!!!

 

 

نغمه : شرمنده ی همه ی دوستان!   زهرا کیکها رو خورد!   تا هلو جان بره و دوباره کیک بخره

 

می ریم سراغ کادوها!  خب مهمونهای عزیز! لطف کنید کادوهای خوشگلتون رو تو کامنتینگ

 

بذارید!

 

یادتون باشه ! بدون کادو از کیک خبری نیست ها!!!

 

طیبه ی عزیز ! و کبوتر مهربون!   تولدتون مبارک!

 

این پست یه هدیه ای بود از سه هیولای دوست داشتنی ( فرشته ، نغمه و زهرا )

 

امیدوارم این هدیه رو از ما بپذیرید!

 

دوستان ، میهمانان و مدعوین محترم  و عزیز ! پیشاپیش از هدایای قشنگتون ممنونیم !( جرات داری کامنت نذار! می حوریمت! )

 

 

 

 

اینم کادوی هیولاها به طیبه!

 

اوخی! چقدم نازه!

 

فریدون!!!

 

اسمش رو هم گذاشت " فریدون" تا هروقت خواست صداش کنه ، بهش بگه : " فری"

 

نمی دونید چقدر به هم می یان!

 

امروز تو شرکت بهش سوء قصد شد ( به فریدون!) یکی می خواست با چاقو بکشتش و کبابش

 

کنه! اما ما نذاشتیم و دخلش رو آوردیم!  تا اون باشه که دیگه به اموال مردم دست درازی نکنه!

 

تا آپی دیگر ... درود و دو صد بدرود!

 

 

 

این چند نفر...

 

  

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 23:15  توسط این چهار نفر  |